|
چشم اندازهای طبیعی و انسانی
|
||
|
تنها با شناخت کامل محيط است كه به يك درك واقعي در برنامه ريزي آن محيط خواهيم رسيد. |
مقدمه ای بر نقشه ها
مقدمه:
نقشه را می توان به عنوان نمایش گرافیکی از دنیای واقعی تعریف نمود. همواره این نمایش انتزاعی از واقعیت است. به این دلیل که طبیعت لایتناهی کهکشان ما را نمی توان تمام پیچیدگی هایش را به هیچ عنوان ضبط و ثبت کرد. برای مثال، در نقشه توپوگرافی، دنیای واقعی سه بعدی را در مقیاسی کوچک تر و بر سطح صفحه ای از کاغذ به صورت دو بعدی خلاصه می کند.
نقشه ها برای نمایش هر دو ویژگی های فیزیکی و فرهنگی محیط زیست به کار می روند. نقشه های استاندارد توپوگرافی انواع اطلاعات گوناگون مانند جاده ها، طبقه بندی کاربری اراضی، ارتفاع، رودخانه ها و دیگر پهنه های آبی، مرزهای سیاسی و شناسایی منازل و انواع ساختمان ها را نمایش می دهد. برخی از نقشه ها با اهداف بسیار خاصی در ذهن ساخته می شوند. شکل 2 آ- 1، نقشه هواشناسی است که موقعیت مراکز کم فشار و پر فشار و جبهه های هوا را در بیشتر سرزمین های آمریکای شمالی نمایش می دهد. هدف در نظر گرفته شده ی این نقشه به طور قابل توجهی تخصصی تر از نقشه ی توپوگرافی می باشد.
شکل 2 آ – 1، نقشه تخصصی هواشناسی زیر موقعیت مراکز کم فشار و پرفشار را در بخشی از آمریکای شمالی در روز شنبه 27 نوامبر سال 1999 نشان می دهد.

هنر ساخت نقشه را نقشه کشی می نامند. به افرادی که در این زمینه از دانش فعالیت می کنند، کارتوگراف می گویند. ساخت وساز و استفاده از نقشه ها دارای سابقه ای طولانی است. برخی از دانشگاهیان عقیده دارند که قدیمی ترین نقشه ها مربوط به قرن پنجم یا ششم پیش از میلاد می باشد. حتی در این نقشه ها نیز هدف عمده از آن مبادله ی اطلاعات بوده است. نقشه های اولیه در ارائه ی اطلاعات فضایی اشان کاملاً ذهنی بوده اند. با آغاز علوم غربی، نقشه ها نیز علمی تر و هدفمندتر شدند. کاربرد روش های علمی در کارتوگرافی، نقشه ها را دقیق تر و واقعی تر نمود. امروزه، با به کارگیری روش های کارتوگرافی، مهندسی، علوم کامپیوتر، ریاضیات و روانشناسی، هنر ساخت و تهیه ی نقشه را علمی کاملاً پیچیده نموده است.
کارتوگراف ها نقشه ها را به دو دسته ی وسیع طبقه بندی می کنند: نقشه های مرجع و نقشه های موضوعی.
ادامه دارد...

سنگ های گرد و مدوری که می بینید، سنگ های تراورتن است. این چشمه در موقعیت بسیار ویژه ای قرار دارد که پس از تحقیقات کامل برایتان همه را خواهم نوشت.
و
تا ترجمه ي آن باي

رود راين شريان حياتي آلمان است. طول مبدأ تا مصب آن 1320 كيلومتر مي باشد. راين از كوه "سن گوتارد" در آلپ سوئيس سرچشمه مي گيرد و به درياچه ي "كنسانس" يا "بودنزه" مي ريزد، سپس آبشار "شافهاوزن" را تشكيل مي دهد و از "بازل" در مرز سه كشور آلمان، سوئيس و فرانسه مي گذرد.
بزرگترين شعبه "راين" رودخانه ي "ماين" است كه از دره ي ميان ارتفاعات "اودن والد" و "اسپسارت" در داخل آلمان سرچشمه مي گيرد و در غرب شهر فرانكفورت به رود راين مي ريزد.
بلورهاي يخ، ستاره هايي كه
دمادم ذوب مي شوند
و كف اش درختاني
كه برگ هاشان را نهري
با خود به انتهاي شبي سرد مي برد.
آسمان شب من برفي است.


آیا می دانید در گذشته زمین های نمکی دارای اعتبار و ارزش زیادی بوده است؟ به طوری که قبایلی که در حال جنگ و خونریزی بوده اند، زمانی که به این نوع از سرزمینها می رسیده اند جنگ را متوقف می کرده اند؟ یعنی در این نوع از زمین ها دوستی می ورزیده اند تا دشمنی.

تشكيلات نمكي در بيابان آتاكاما

اين هم كلبه اي نمكي كه تمام بدنه كف و سقف آن از نمك درست شده است:بوليوي

و آبشاري از رودخانه هاي نمكي:

ضمناً :
پر جمعيت ترين كشورها ( بر اساس شمارش آرا فوريه ی 2006 ميلادي )
چين ( 1،306،313،800 نفر )
هند ( 1،080،264،400 نفر )
ايالات متحده آمريكا ( 295،734،100 نفر )
اندونزي ( 241،973،900 نفر )
برزيل ( 186،112،800 نفر )
پاكستان ( 162،419،319،600 نفر )
روسيه ( 143،420،300 نفر )
نيجريه ( 128،772،000 نفر )
ژاپن ( 127،417،200 نفر )
كم جمعيت ترين كشورها ( بر اساس شمارش آرا فوريه ی 2006 ميلادي )
شهر واتيكان ( 920 نفر )
تووالو ( 11،640 نفر )
نائورو ( 13،050 نفر )
پالائو ( 20،300 نفر )
سن مارينو ( 28،880 نفر )
موناكو ( 32،410 نفر )
ليختن اشتاين ( 33،720 نفر )
گودال مجاور يخچالي بنتلي“ Bentlry ” تقريباً 2540 متر پايين تر از سطح دريا قرار دارد؛ اما از يخ پر و پوشيده شده است. اگر يخ هاي قطب جنوب ذوب مي شدند ، اين گودال به صورت دريايي مشاهده مي شد كه نقطه ي شبه پستي را نشان مي داد؛ چنان چه واقعيت يخي اين منطقه نيز ناديده انگاشته گردد، پست ترين نقطه ي روي خشكي در سطح زمين خواهد بود.
سلام:
هميشه ترس من اين بوده است كه مبادا برفي را كه مي باريم، تبخير دروش كنيم.
سفره هاي زيرزميني آب آرزوهاي مرا در اين امر تحقق مي ورزد.
شكوفه هاي برف هميشه تبخير نيست.
برف را قطره هاي آبي مي توان درو كرد كه سالهاي خشكسالي از آن بهره برد.
براي همين هميشه دوست دارم كه برف باقي بمانم
برف بريزم و برف زندگي كنم.
برفباران
|
|