بخش غربی دیوار چین

توپو گرافی غرب آسیا

این هم نقشه جاده ابریشم، که اگر به آدرس هر کدام مراجعه کنید، تصویر بزرگتری را دارید.
تاریخ نویسان هميشه به حوادث گذشته برمي گردند و از آن به عنوان ابزاري در تجزيه و تحليل وضعيت جهان امروز استفاده می کنند. حوادثی که برخی از تمدن ها را به رشد و شکوفایی رسانده و برعکس. مشکلات و شرایط سخت طبیعی، ناپایداری های محیط و نوسانات اقلیمی، دشواری سازگاری انسان با طبیعت، رویارویی تمدنی با دیگر تمدن های اطراف؛ همه و همه از جمله ی حوادثی هستند که انسان آن روزگار با آن روبرو بوده است. سازگاری افراد با محیط و چگونگی بهره برداری از آن آسان به دست نیامده است. قرن ها عمر از کف رفته است و بیشمار انسان از دست، تا تجربه ای به میدان پا گذارده است. چندین قرن از این روزگار سپری گشته است تا مردم توانسته اند با سختی های محیط بیرونی خود دست و پنجه نرم كرده و با آن مبارزه کنند؛ که در این نبرد گاه پیروز میدان بوده و در نهایت جان سالم بدر برده اند، و يا زير فشارهای موجود به هلاكت رسيده و گروه گروه افراد نابود شده اند.
بنابراین، اوج و بلوغ یک تمدن، بی گذر از مسیر سخت درد تولد و مجموعه ای از حوادث تلخ و غمبار، غیر ممکن خواهد بود؛ در نهایت، تمدن هايي كه شاهد شکوفایی آن می باشیم، همراه با نابرابري هاي بس بزرگ و عظیمی بدین مرتبه نائل شده اند و امروزه تجربه هايي هستند كه به عنوان يك درس استفاده مي شوند براي آنچه كه ما در حال حاضر با برخي مشكلات روبرو می باشیم.
تمدن هايي كه در چين و بين النهرين رشد كرده اند مثال هاي كاملي از مردماني هستند كه با ديگر فرهنگ ها سروكار داشته اند. روزگاري كه اين مكان ها در جهل و بي خبري از يكديگر به سر مي بردند، با زميني وسيع و لم يزرعي به عنوان آسياي مركزي از هم تفكيك مي شدند، تا اين كه سرانجام تمدن هاي آسياي باختري و چين از طريق يك راه تجاري در خشكي ها ارتباط پيدا كردند. اين عامل دربردارنده چشم انداز تاريخي وسيعي است که در اين مسير باستاني از ابتداي پيدايش آن قبل از میلاد حضرت مسيح تا ديرگاهش در ايام عصر حاضر هویدا شده است. اين رويارويي اجتناب ناپذير دو هزار ساله، بين شرق و غرب راهبردهايي را می تواند در ارتباط با عوامل قرن بيست و يكم همچون فرهنگ، نژاد، ملي گرايي و اقتصاد جهاني براي انسان عصر حاضر ارائه نماید. انديشه هاي سترگ و اطلاعات بی شماری که ما امروزه در دنیای وب با آن مواجه هستیم، بی شباهت با مجموعه های فراوانی از اندیشه های رویاروی در جاده ابريشم آن روزگار، يعني مكاني بين چين و غرب نيست.
در آسياي مركزي يكي از خشن ترين صحراهاي دنيا قرار دارد. در این مکان، منابع طبيعي يا اصلاً وجود ندارد و يا این که بسيار اندك دیده مي شود. در چنين شرایطی از یک سرزمين کم آب و خشک، طبيعتاً نیز پوشش گياهي و حيوانات وحشي بسيار اندكي وجود خواهند داشت. حركات سریع شن و ماسه در سطوح ماسه اي موجود در اين منطقه هر چيزي را در مسيرش خواهد پوشاند. اينجا، این سرزمین بیابانی بی آب و علف را "تكله مكان" گویند، اما "سرزمين مرگ" یا "سرزمين مرگ حتمی" لقبی است که مردم محلی به آن نسبت داده اند. بنابراین با توجه به شرایط سختی که این بیابان دارد، مردم اين منطقه بندرت وارد صحراي تکله مكان مي شوند. در عوض، از جاده ابريشم و ديگر مسيرهايي كه از لبه كناري اين صحرا مي گذرند، استفاده مي كنند. به هر حال، تكله مكان سرزمینی است که قرن ها به عنوان یک مانع طبيعي بين شرق و غرب رفتار كرده است. اما بایستی توجه داشت که تنها همین عامل نبوده است كه باعث عدم ايجاد این ارتباط شده است.
سرزمین های پیرامونی بیابان "تكله مكان" به اندازه خود این سرزمین، خشن و سرسخت می باشد، به طوري كه در سمت شمال شرقي آن "بيابان گبي" قرار دارد. این بیابان نسبت به "تكله مكان" از خشكي و ويراني كمتري برخوردار است، اما با اين وجود مرز سخت و دشواري را براي آن بوجود آورده است.
در سمت جنوب "تكله مكان" بزرگترين رشته كوه جهان، يعني رشته کوه هيماليا واقع شده است. اين مانع بسیار قدرتمند، آسياي مركزي را از شبه قاره هند جدا مي سازد.
مانع ساکت و خاموش ديگري كه شرق را از غرب جدا مي سازد، گره كوهستاني "پامير" است، توده اي مركب از چندين رشته كوه كه شامل "تيان شان" و "پامير" مي گردد.
در مجاورت شرقي اين سرزمين، و در نقطه ورودي از سمت شرق "گردنه گانسو[i]" قرار دارد كه از دشواري كمتري برخوردار است، قطعه ي نسبتاً حاصل خيزی كه فلات مغولستان و بيابان گبي را از فلات بزرگ تبت جدا مي سازد. مسافرانی که از غرب یا جنوب وارد می شدند، مجبور بودند راه خود را از ميان گذرگاههاي يخي واقع در مسیر گره كوهستانی پامير و هيماليا انتخاب كنند.
تمدن هاي غربي و چيني در فرجام هایي مقابل هم در سرزمين هايي توسعه می يافتند كه توانايي حمايت و قابلیت رشد را داشته باشند. به طوری که در منتهي اليه غربي اين مسير تجاري، ابتدا هلال حاصل خيز بين النهرين رشديافت در حالي كه منتهي اليه شرقي آن، در نتيجه ی وجود شرايط طبيعي دشوار، بسيار آهسته و کند رشد نمود.
تمدن چين در دوران سلسله كین[ii] ترقي نمود.اكتشافات غرب برای چيني ها تا دوران هان[iii] آغاز نگشت، و آن زماني بود كه امپراطوري چين ژانگ كيان[iv] را به جهت اتحاد با قبيله یويژي[v] در غرب، به ماموريت فرستاد. او در سال 138 قبل از ميلاد مسيح مسافرت خود را آغاز كرد و پس از 13 سال به امپراطوريش بازگشت.
اگر چه كيان در حفظ اين اتحاد با غرب شكست خورد، اما او اطلاعات مهمي را مربوط به نسل جديد اسب ها و قبايلي كه تاكنون ناشناخته باقی مانده بودند، با خود به همراه آورد. از آن زمان به بعد هيئت هاي اعزامي بيشتري به غرب فرستاده شد تا اطلاعات جدیدتری را از اسب ها و موضوعات دیگر براي امپراطوري به دست آورند. چنین فرایندهایی بود که مسیر رفت و آمد به غرب را باز کرد. بسیاری از دانش پژوهان ژانگ كيان را به عنوان "پدر جاده ابريشم"می شناسند.
هنگامي كه به طبيعت جاده ی ابريشم نظر مي کنیم، بايستي به خاطر داشته باشيم كه اين جاده تنها يك مسير تجاري برای ابريشم نبوده است، بلکه بسياري از جاده ها، مسيرها و راه ها در جهت شرقي _ غربي وجود داشتند که در زمان خود سرآمد بودند. برخي از اين مسيرها نسبتاً از هجوم راهزنان آزاد و از رشد خوبی برخوردار بودند، اما مسیرهای دیگری هم وجود داشتند که از امنيت كمتري برخوردار بودند . این راهها از آبادی کمتری برخوردار می شدند و در نتيجه ی چنين عاملي بود که مجبور به ساخت پناهگاه هايي در مسیر خود شده بودند.
در طول حاشیه ی جنوبي "تكله مكان"، مسير ويژه اي وجود داشت كه كاملاً پر مخاطره بود، اما زمان كمتري را براي عبور مرور فراهم مي ساخت. آن چه كه بسياری از جاده ها عموماً داشتند، يك نقطه ی تلاقي در كاشغر بود. اين شهر، در پاي پامير قرار داشت. كاشغر يكي از مهمترين مراكز تجاري در آسياي مركزي به شمار می رفت. اين شهر درنقطه ي نيم راهي درطول جاده ي ابريشم قرار داشت، جائيكه اغلب بازرگانان بارهای خود را به مرداني می فروختند كه انجام دهنده ی معاملات نهايي در پایین این مسیر بودند. درحقيقت این راه برای کالاهایی بود که به طور نهایی ساخته می شد و از آسیا به دیگر نقاط حمل می گردید، و معدود بازرگانانی وجود داشتند که سراسر قاره را در این جاده مسافرت کنند.

