تبليغاتX
چشم اندازهای طبیعی و انسانی
این هم اثرات بالا آمدن آب دریا جمعه سی و یکم فروردین 1386 4:24
لطفاً اول دانلود کنید و بعد ببیند:

بالا آمدن آب۱

بالا آمدن آب دریا۲ - برای کشورهای مختلف

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

بخش غربی دیوار چین

توپو گرافی غرب آسیا

این هم نقشه جاده ابریشم، که اگر به آدرس هر کدام مراجعه کنید، تصویر بزرگتری را دارید.

تاریخ نویسان هميشه به حوادث گذشته برمي گردند و از آن به عنوان ابزاري در تجزيه و تحليل وضعيت جهان امروز استفاده می کنند. حوادثی که برخی از تمدن ها را به رشد و شکوفایی رسانده و برعکس. مشکلات و شرایط سخت طبیعی، ناپایداری های محیط و نوسانات اقلیمی، دشواری سازگاری انسان با طبیعت، رویارویی تمدنی با دیگر تمدن های اطراف؛ همه و همه از جمله ی حوادثی هستند که انسان آن روزگار با آن روبرو بوده است. سازگاری افراد با محیط و چگونگی بهره برداری از آن آسان به دست نیامده است. قرن ها عمر از کف رفته است و بیشمار انسان از دست، تا تجربه ای به میدان پا گذارده است. چندین قرن از این روزگار سپری گشته است تا مردم توانسته اند با سختی های محیط بیرونی خود دست و پنجه نرم كرده و با آن مبارزه کنند؛ که در این نبرد گاه پیروز میدان بوده و در نهایت جان سالم بدر برده اند، و يا زير فشارهای موجود به هلاكت رسيده و گروه گروه افراد نابود شده اند.

بنابراین، اوج و بلوغ یک تمدن، بی گذر از مسیر سخت درد تولد و مجموعه ای از حوادث تلخ و غمبار، غیر ممکن خواهد بود؛ در نهایت، تمدن هايي كه شاهد شکوفایی آن می باشیم، همراه با نابرابري هاي بس بزرگ و عظیمی بدین مرتبه نائل شده اند و امروزه تجربه هايي هستند كه به عنوان يك درس استفاده مي شوند براي آنچه كه ما در حال حاضر با برخي مشكلات روبرو می باشیم.

تمدن هايي كه در چين  و بين النهرين رشد كرده اند مثال هاي كاملي از مردماني هستند كه با ديگر فرهنگ ها سروكار داشته اند. روزگاري كه اين مكان ها در جهل و بي خبري از يكديگر به سر مي بردند، با زميني وسيع و لم يزرعي به عنوان آسياي مركزي از هم تفكيك مي شدند، تا اين كه سرانجام تمدن هاي آسياي باختري و چين از طريق يك راه تجاري در خشكي ها ارتباط پيدا كردند. اين عامل دربردارنده چشم انداز تاريخي وسيعي است که در اين مسير باستاني از ابتداي پيدايش آن قبل از میلاد حضرت مسيح تا ديرگاهش در ايام عصر حاضر هویدا شده است. اين رويارويي اجتناب ناپذير دو هزار ساله، بين شرق و غرب راهبردهايي را می تواند در ارتباط با عوامل قرن بيست و يكم همچون فرهنگ، نژاد، ملي گرايي و اقتصاد جهاني براي انسان عصر حاضر ارائه نماید. انديشه هاي سترگ و اطلاعات بی شماری که ما امروزه در دنیای وب با آن مواجه هستیم، بی شباهت با مجموعه های فراوانی از اندیشه های رویاروی در جاده ابريشم آن روزگار، يعني مكاني بين چين و غرب نيست.

در آسياي مركزي يكي از خشن ترين صحراهاي دنيا قرار دارد. در این مکان، منابع طبيعي يا اصلاً وجود ندارد و يا این که بسيار اندك دیده مي شود. در چنين شرایطی از یک سرزمين کم آب و خشک، طبيعتاً نیز پوشش گياهي و حيوانات وحشي بسيار اندكي  وجود خواهند داشت. حركات سریع شن و ماسه در سطوح ماسه اي موجود در اين منطقه هر چيزي را در مسيرش خواهد پوشاند. اينجا، این سرزمین بیابانی بی آب و علف را "تكله مكان" گویند، اما "سرزمين مرگ" یا "سرزمين مرگ حتمی" لقبی است که مردم محلی به آن نسبت داده اند. بنابراین با توجه به شرایط سختی که این بیابان دارد، مردم اين منطقه بندرت وارد صحراي تکله مكان مي شوند. در عوض، از جاده ابريشم و ديگر مسيرهايي كه از لبه كناري اين صحرا مي گذرند، استفاده مي كنند. به هر حال، تكله مكان سرزمینی است که قرن ها به عنوان یک مانع طبيعي بين شرق و غرب رفتار كرده است. اما بایستی توجه داشت که تنها همین عامل نبوده است كه باعث عدم ايجاد این ارتباط شده است.

سرزمین های پیرامونی بیابان "تكله مكان" به اندازه خود این سرزمین، خشن و سرسخت می باشد، به طوري كه در سمت شمال شرقي آن "بيابان گبي" قرار دارد. این بیابان نسبت به "تكله مكان" از خشكي و ويراني كمتري برخوردار است، اما با اين وجود مرز سخت و دشواري را براي آن بوجود آورده است.

 در سمت جنوب "تكله مكان"  بزرگترين رشته كوه جهان، يعني رشته کوه هيماليا واقع شده است. اين مانع بسیار قدرتمند، آسياي مركزي را از شبه قاره هند جدا مي سازد.

 مانع ساکت و خاموش ديگري كه شرق را از غرب جدا مي سازد، گره كوهستاني "پامير" است، توده اي مركب از چندين رشته كوه كه شامل "تيان شان" و "پامير" مي گردد.

 در مجاورت شرقي اين سرزمين، و در نقطه ورودي از سمت شرق "گردنه گانسو[i]" قرار دارد كه از دشواري كمتري برخوردار است، قطعه ي نسبتاً حاصل خيزی كه فلات مغولستان و بيابان گبي را از فلات بزرگ تبت جدا مي سازد. مسافرانی که از غرب یا جنوب وارد می شدند، مجبور بودند راه خود را از ميان گذرگاههاي يخي واقع در مسیر گره كوهستانی پامير و هيماليا انتخاب كنند.

تمدن هاي غربي و چيني در فرجام هایي مقابل هم  در سرزمين هايي توسعه می يافتند كه توانايي حمايت و قابلیت رشد را داشته باشند. به طوری که در منتهي اليه غربي اين مسير تجاري، ابتدا هلال حاصل خيز بين النهرين رشديافت در حالي كه منتهي اليه شرقي آن، در نتيجه ی وجود شرايط طبيعي دشوار، بسيار آهسته و کند رشد نمود.

 تمدن چين در دوران سلسله كین[ii] ترقي نمود.اكتشافات غرب برای چيني ها تا دوران هان[iii] آغاز نگشت، و آن زماني بود كه امپراطوري چين ژانگ كيان[iv] را به جهت اتحاد با قبيله یويژي[v] در غرب، به ماموريت فرستاد. او در سال 138 قبل از ميلاد مسيح مسافرت خود را آغاز كرد و پس از 13 سال به امپراطوريش بازگشت.

اگر چه كيان در حفظ اين اتحاد با غرب شكست خورد، اما او اطلاعات مهمي را مربوط به نسل جديد اسب ها و قبايلي كه تاكنون ناشناخته باقی مانده بودند، با خود به همراه آورد. از آن زمان به بعد هيئت هاي اعزامي بيشتري به غرب فرستاده شد تا اطلاعات جدیدتری را از اسب ها و موضوعات دیگر براي امپراطوري به دست آورند. چنین فرایندهایی بود که مسیر رفت و آمد به غرب را باز کرد. بسیاری از دانش پژوهان  ژانگ كيان را به عنوان "پدر جاده ابريشم"می شناسند.

 

هنگامي كه به طبيعت جاده ی ابريشم نظر مي کنیم، بايستي به خاطر داشته باشيم كه اين جاده تنها يك مسير تجاري برای ابريشم نبوده است، بلکه بسياري از جاده ها، مسيرها و راه ها در جهت شرقي _ غربي وجود داشتند که در زمان خود سرآمد بودند. برخي از اين مسيرها نسبتاً از هجوم راهزنان آزاد و از رشد خوبی برخوردار بودند، اما مسیرهای دیگری هم وجود داشتند که از امنيت كمتري برخوردار بودند . این راهها از آبادی کمتری برخوردار می شدند و در نتيجه ی چنين عاملي بود که مجبور به ساخت پناهگاه هايي در مسیر خود شده بودند.

در طول حاشیه ی جنوبي "تكله مكان"، مسير ويژه اي وجود داشت كه كاملاً پر مخاطره بود، اما زمان كمتري را براي عبور مرور فراهم مي ساخت. آن چه كه بسياری از جاده ها عموماً داشتند، يك نقطه ی تلاقي در كاشغر بود. اين شهر، در پاي پامير قرار داشت. كاشغر يكي از مهمترين مراكز تجاري در آسياي مركزي به شمار می رفت. اين شهر درنقطه ي نيم راهي درطول جاده ي ابريشم قرار داشت، جائيكه اغلب بازرگانان بارهای خود را به مرداني می فروختند كه انجام دهنده ی معاملات نهايي در پایین این مسیر بودند. درحقيقت این راه برای کالاهایی بود که به طور نهایی ساخته می شد و از آسیا به دیگر نقاط حمل می گردید، و معدود بازرگانانی وجود داشتند که سراسر قاره را در این جاده مسافرت کنند.



[i] - Gansu

[ii] - Qin

[iii] - Han

[iv] - Zhang Qian

[v] - Yuezhi

 

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

معرفی کاری هنری از دیزرت یو.اس.آ در ماه مارس سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 21:38

روی پورسل: در ۱۹۶۶ کار جالب و به یادماندنی را از خود برجای گذاشت که به نام"سفر" معروف است. این نقاشی.....ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

پارک ملی یلواستون. تصویر امروز نشنال جغرافیا سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 14:13

رسوبات درخشان تراورتن که یک تراس آهکی را در اطراف چشمه آهکی واقع در چشمه های داغ ماموت در پارک ملی یلو استون شکل می دهد.

این تشکیلات، که تراس مینروا خوانده می شود، شکل گرفته از آب بسیار املاح داری است که بیش از حد جوشیده و تبخیر می گردد و قشری از کربنات کلسیم سفید رنگی را برجای می گذارد. این رسوبات که می توانند سالانه تا 30 سانتی متر روی هم انباشته شوند، چشم انداز تماشایی و متغیری را می آفرینند.

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

علم جغرافیا جمعه هفدهم فروردین 1386 16:14

جغرافیا 101

نوشته: مات روسنبرگ، راهنمای جغرافیا در سایت اباوت دات کام

 

دید کلی از جغرافیا

علم جغرافیا احتمالاً قدیمی ترین علم می باشد. چرا که جغرافیا پاسخ به سوال هایی است که انسان های نخستین پرسیده اند. در اطراف ما چه چیزهایی وجود دارد؟

همیشه کشف و جستجو برای یافتن مکان های جدید، ایده های نو از مؤلفه های اصلی علم جغرافیا بوده است.

بنابراین اغلب جغرافیا را مادر همه ی علوم می خوانند. به خاطر این که مردم و مکان های دیگری را مطالعه می کند که به زمینه های علمی دیگر دست یافته اند. مانند بیولوژی، انسان شناسی، زمین شناسی، ریاضیات، اختر شناسی، شیمی و . . .

 

تقسیمات جغرافیا

امروز جغرافیا به طور کلی به دو شاخه ی اصلی تقسیم می شود.

1-                   جغرافیای فرهنگی (جغرافیای انسانی نیز خوانده می شود.)

2-                   جغرافیای طبیعی

جغرافیای فرهنگی شاخه ای از جغرافیا است که فرهنگ انسان و تأثیراتش را روی زمین مورد مطالعه قرار می دهد. جغرافیای فرهنگی زبان ها، ادیان، معیشت، شیوه ی ساختمان ها، سرزمین های شهری و روستایی، کشاورزی، سیستم های حمل و نقل، سیاست ها، اقتصادها، جمعیت و خصوصیات جمعیتی و . . . را مطالعه می نماید.

جغرافیای طبیعی شاخه ای از جغرافیا است که چهره های طبیعی زمین را به عنوان خانه ی انسان مورد مطالعه قرار می دهد.

جغرافیای طبیعی آب و هوا، جانواران و خشکی های سطح زمین را مورد بررسی قرار می دهد. ( برای نمونه هر چیزی که مربوط به چهار کره می گردد: اتمسفر، لیتوسفر، هیدروسفر و بیوسفر)

جغرافیای طبیعی وابستگی نزدیکی به علم خواهر جغرافیا یعنی زمین شناسی دارد. اما جغرافیای طبیعی بیشتر به چشم اندازهای روی سطح زمین متمرکز می گردد و به آن چه که در داخل این سیاره قرار دارد، نمی پردازد.

سطوح کلیدی دیگر جغرافیا شامل جغرافیا ی ناحیه ای( مطالعه و شناخت عمیق از یک ناحیه ی خاص و فرهنگ آن، همراه با ویژگی های طبیعی) و تکنیک های جغرافیایی مانند جی.آی.اس( سیستم اطلاعات جغرافیایی) و جی.پی.اس (سیستم موقعیت یاب جهانی) می گردد.

 

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

مجسمه های سفالی جمعه هفدهم فروردین 1386 4:59
 

 

كين شي هوانگدي، نخستين امپراتور سلسله كين، كسي بود كه ايالات مختلف كشور چين را متحد كرد و در سال 221 پيش از ميلاد امپراتوري چين را رسماً پايه‌گذاري كرد. آرامگاه امپراتور كين در شهر شيان واقع در استان شانشي به همراه جنگجويان سفالي مشهوري كه در سال 1974 در اين آرامگاه كشف شدند، از سال 1987 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده‌اند.

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

رشد جمعیت برخی از کشورهای جهان جمعه هفدهم فروردین 1386 3:42

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

بیابان های عمده ی جهان جمعه هفدهم فروردین 1386 3:4

بیابان، منطقه یا چشم اندازی است که بارندگی بسیار کم، کمتر از 250 میلی متر در سال را دریافت می کند. تقریباً یک سوم سطح زمین بیابانی است.  

 
 
 
متن: geology.com    نقشه از اینکارتا
 
 

نام

نوع بیابان

وسعت به مایل مربع

مکان

جنوبگان

قطبی

5/5 میلیون

قطب جنوب

شمالگان

قطبی

4/5 میلیون

آلاسکا،کانادا،گرینلند،ایسلند،نروژ،سوئد،روسیه

صحرا

جنب حاره

5/3 میلیون

شمال آفریقا

عربستان

جنب حاره

1 میلیون

شبه جزیره عربستان

پاتوگونیا

زمستان سرد

260 هزار

آرژانتین

گبی

زمستان سرد

500 هزار

چین، مغولستان

ویکتوریای بزرگ

جنب حاره

250 هزار

استرالیا

کالاهاری

جنب حاره

220 هزار

جنوب آفریقا، بوتسوانا، نامیبیا

حوضه بزرگ

زمستان سرد

190 هزار

ایالات متحده

تهر

جنب حاره

175 هزار

هند، پاکستان

چیهوآهوان

جنب حاره

175 هزار

مکزیک

ماسه ای بزرگ

جنب حاره

150 هزار

استرالیا

قره قوم

زمستان سرد

135 هزار

ازبکستان، ترکمنستان

کلرادو

زمستان سرد

130 هزار

ایالات متحده

گبسون

جنب حاره

120 هزار

استرالیا

سونورا

جنب حاره

120 هزار

ایالات متحده، مکزیک

قزل قوم

زمستان سرد

115 هزار

ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان

تکله مکان

زمستان سرد

105 هزار

چین

ایران

جنب حاره

100 هزار

ایران

سیمپسون

جنب حاره

56 هزار

استرالیا

موجاوه

جنب حاره

54 هزار

ایالت متحده

آتاکاما

ساحلی سرد

54 هزار

شیلی

نامیب

ساحلی سرد

13 هزار

آنگولا، نامیبیا، آفریقای جنوبی

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

 دوستان عزيز را دعوت به انتخاب بهترين وبلاگ زيست محيطي مي نمايم.پيشنهاد مي كنم به بهترين ها راي دهيد. و بدترين ها را هم مشخص نكنيد چراكه نويسندگان همين وبلاگ ها نيز عمري را در حهت اعتلاي دانش برداشته و خيلي بالاتر از آناني هستند كه خواب را بر مطالعه و تحقيق ترجيح مي دهند.با سپاس. لطفاً به لينك زير مراجعه داشته باشيد.

برای رای دادن یا باید پست الکترونیک و شماره تلفن همراه را ایمیل کنید  یا آدرس وبلاگ خود را ذکر نمایید.

همنهاد

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

گياه و جانور بياباني اين ماه جمعه سوم فروردین 1386 1:30
گياه و جانور معرفي شده در ماه مارچ توسط سايت :ديزرت يو. اس. آ

                                گياه اين ماه

اما حيوان اين ماه:

      

Wild Burro on the sidewalk

 

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

بيابان چبيست ؟ ترجمه ای از سایت usgs جمعه سوم فروردین 1386 0:24
            

 بيابان چبيست ؟                                                    

تقريباً يك سوم سطح زمين را بيابان ها اشغال كرده اند، سرزمين هاي خشكي كه بارندگي ناچيز آن تنها پوشش گياهي تنك و حيات جانوري و انساني اندكي را حمايت مي كنند. بيابان ها را گاه دنيايي خشن و اسرار آميز، و در مواردي نيز به عنوان محيط هايي مخاطره آميز و اكتشافي توصيف كرده اند. اين مناطق خشك را به اين دليل بيابان  مي نامند كه سرزمين هاي بي آبي هستند. اين سرزمين ها ممكن است گرم و يا مناطق سردي باشند. سرزمين هايي وسيع كه از شن و يا سنگريزه و سنگ، و گاهي همراه با گياه تشكيل  مي شوند. اما آنچه مشخص است: بيابان ها هميشه خشك هستند.

بيابان ها را به اين دليل آزمايشگاههاي طبيعي مي دانند كه فعل و انفعال هاي مربوط به باد و گاهي آب را در سطوح خشك سياره ي زمين مطالعه مي كنند. اين مطالعات شامل رسوباتي از كاني هاي موجود است كه در محيط هاي خشك بياباني شكل گرفته و يا در معرض فرسايش واقع شده اند. به خاطر اين كه سرزمين هاي بياباني خشك هستند، مكان هاي واقعي براي مصنوعات انسان محسوب شده و در اين محيط ها نيز فسيل ها محفوظ باقي مي مانند. بيابان ها محيط هاي حساس و شكننده اي مي باشند كه بد رفتاري با آن مشكلات جدي و دامنه داري را در ديگر بخش هاي جهان به همراه خواهد داشت.

وجود  بيابان هاي متعدد در جهان، تعريف هاي تقريباً متعدد و سيستم هاي طبقه بندي گوناگوني را نيز از  بيابان موجب شده است. اساس بيشتر اين طبقه بندي ها تركيبي است از: تعداد روزهاي باراني، مجموع باران سالانه ، درجه حرارت ، رطوبت و يا فاكتورهاي ديگر. در سال 1953 پورايل مايگز[1] مناطق  بياباني زمين را بر اساس ميزان بارندگي، به سه دسته تقسيم نمود. در اين نوع از سيستم   طبقه بندي جديد، سرزمين هاي به شدت خشك، با 12 ماه بدون بارندگي؛ سرزمين هاي خشك با كمتر از 250 ميليمتر باران سالانه و سرزمين هاي نيمه خشك با ميانگين 250 تا 500 ميليمتر بارندگي مشخص مي شوند؛ سرزمين هاي خشك و به شدت خشك را بيابان ها تشكيل مي دهند. چمنزارهاي نيمه خشك را عموماً استپ مي خوانند.

 

 تأثيرات اتمسفري سرزمين هاي خشك        

        

ما در بخش پاييني پوشش گازي اتمسفر زندگي مي كنيم ؛ كه محدوده ي جاذبه ي زمين نيز محسوب مي شود. به خاطر گردش وضعي زمين و انحراف محور آن، گردش عمومي جو از فرايندهاي پيچيده اي برخوردار است. محور زمين از سطح محوري، 5/23 درجه انحراف دارد؛ در نتيجه ي اين انحراف، اشعه ي خورشيد ي در آغاز انقلاب تابستاني، بر 5/23 درجه ي عرض جغرافيايي شمال و روي مدار رأس سرطان، تابش عمودي دارد؛ و در آغاز انقلاب زمستاني، اشعه ي خورشيدي بر مدار 5/23 درجه ي عرض جنوبي و روي مدار رأس الجدي عمود مي تابد. نيمكره ي شمالي، بيشترين ساعات روشنايي را در روز انقلاب تابستاني داراست؛ و در روز انقلاب زمستاني داراي كمترين ساعات روشنايي در هر سال مي باشد. كجي محور زمين گرمايش گوناگوني را در سطح زمين ايجاد مي كند كه سبب تغييرات فصلي در گردش جهاني مي گردد.

در مقياس سياره اي، گردش هوا بين استواي گرم و قطبين سرد شمالي و جنوبي، كمربندهاي گوناگون فشار را ايجاد مي كند كه هوا را تحت تأثير خود قرار مي دهد. اشعه ي خورشيدي باعث گرمي هوا در استوا شده و ايجاد يك مركز كم فشار در اين منطقه مي نمايد. به هر حال چنين الگوي ساده اي از همرفت اتمسفري، با گردش زمين به دور خود كامل  مي شود كه معرف نيروي كوريوليس است. براي درك منشأ اين اثر، موارد زير را در نظر بگيريد: چوبي به طور عمودي در زمين قطب شمال قرار دارد و معادل گردش محوري زمين، گردشي را به دور خود خواهد داشت؛ اين چوب در استوا به دور دايره اي حدود 40000 كيلومتر به دور زمين حركت خواهد كرد.

 

اثر نيروي كوريوليس، قانون اول حركت نيوتن را نشان مي دهد كه يك جسم در حال حركت، حركت خود را با همان سرعت و جهت ادامه خواهد داد مگر آن كه از سوي نيروهاي بيروني عملي روي آن صورت گيرد. بنابر اين ، بادي از طرف استوا و در جهت شمال حركتش را ادامه خواهد داد، سرعت اين باد در استوا با سرعت گردش زمين در همين محل منطبق  مي باشد؛ در صورتي كه وزش آن در عرض هاي بالاتر در حالتي است كه زميني كه روي آن قرار دارد، آهسته تر حركت مي كند. عموماً اثر نيروي كوريوليس براي جريان هاي هوا و بادهايي كه در سطح زمين با جهت غربي- شرقي مي وزند، محاسبه مي شود.. " وزش باد بين سرزمين هايي است كه فشارهاي اتمسفري  متفاوتي دارند."

 

نيروي كوريوليس روي الگوي گردش عمومي جو زمين تأثير مي گذارد. در مناطقي بين عرض هاي 30 درجه ي شمالي و 30 درجه ي جنوبي، هواي سطح زمين به سمت استوا جريان داشته و در سطوح بالا حركتي رو به سمت قطب خواهد داشت. اين سرزمين كم فشار بادهايي را در سطح زمين و نزديك استوا ايجاد مي كند كه به بادهاي تجاري معروف مي باشند؛ مانند دلدروم .

حوالي عرض هاي 30 درجه ي شمالي و 30 درجه ي جنوبي ، در كمربندهاي پرفشار جنب حاره، جريان هاي هواي رو به سمت قطب، به سمت زمين فرود مي آيند. اين هواي نزولي نسبتاً خشك هستند؛ زيرا رطوبتي را كه قيلاً داشته، روي جنگل هاي باراني حاره از دست داده است. نزديك اين منطقه از مركز پرفشار، كه حاصل هواي نزولي مي باشد، بادها در سطح زمين ضعيف و تغيير پذير هستند. اين مناطق به عرض هاي اسب شهرت دارند؛ گمان مي رود كه نام اين سرزمين از دريانوردان استعماري گرفته شده باشد؛ كساني كه هنگام عبور از اين عرض ها در اقيانوس با مانع روبرو مي شدند و مجبور بودند محموله هاي خود را كه اين اسب ها باشند، به دريا پرتاپ كنند تا در برابر آب محفوظ بمانند.

هوايي كه از اين كمربندهاي پرفشار به سمت استوا جريان مي يابد، در هر دو نيمكره، تحت تأثير نيروي كوريوليس به سمت غرب منحرف مي شود. چون بادها نامشان را از جهتي كه مي وزند    مي گيرند، در نيمكره ي شمالي اين بادها را بادهاي تجاري شمال شرق؛ و در نيمكره ي جنوبي به بادهاي تجاري جنوب شرق معروف هستند. بادهاي تجاري در منطقه ي آرامگان استوايي با هم برخورد مي كنند. اين بادهاي سطحي به عنوان بادهاي غربي، از عرض هاي اسب به سمت قطبين جريان مي يابند. در عرض هاي 50 تا 60 درجه ي شمالي و جنوبي، اين بادهاي غربي با بادهاي شرقي قطبي برخورد مي كنند .

     نزديك سطح زمين، جهت بادها تحت تأثير نيروي اصطكاك و تغييرات توپوگرافي واقع مي شوند. بادها ممكن است روزانه، فصلي و پراكنده باشند. همچنين بادها بر اساس سرعت، بادهاي لطيف شمالي تا تندبادهايي با سرعت بيش از 300 كيلومتر در ساعت را شامل مي شوند.

    



[1] - [1] - Peveril . meigs

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

بيابان ها در كجا شكل مي گيرند؟ جمعه سوم فروردین 1386 0:9
                               

 سرزمين هاي خشك كه بيشتر بيايان هاي زمين را در بر مي گيرد، به وسيله ي الگوهاي جهاني جو ، بوجود مي آيند. بيابان هاي جهان ما، تنها در انحصار عرض جغرافيايي ، طول جغرافيايي و يا ارتفاع خاصي نيستند؛ در صورتي كه مي توانند در سرزمين هاي نزديك قطب تا سرزمين هاي نزديك استوا واقع شوند. جمهوري خلق چين، هم داراي مرتفع ترين بيابان به نام كيدم دپريشن[1]  با ارتفاع 2600  متر بالاتراز سطح دريا مي باشد ؛ و هم يكي از پست ترين  بيابان ها به نام تورپن دپريشن[2]  با 150 متر بالاتر از سطح دريا را دارا است.

 بيابان ها تنها در سطح زمين محدود نمي شوند؛ الگوي گردش جوي سيارات ديگر با پوششي از گازها، به، دوران آنها، كجي محورشان، فاصله ي آنها از خورشيد، غلظت و تركيب اتمسفري آنها، بستگي دارد . تمام سطح مريخ به جز نواحي قطبي آن،  بياباني است . زهره نيز ممكن است داراي  بيابان هايي باشد .

 

انواع تپه ها

كاربرد تصاوير ماهواره اي لندست از فضا و عكس هاي هوايي و عكس هاي زميني نشان مي دهد كه  بيابان هاي موجود در دنيا افزايش يافته است. اين عكس ها پنج نوع اساسي از تلماسه ها را مشخص مي سازد: هلالي، طواي، ستاره اي، شلجمي و سهمي.

عمومي ترين نوع اين تلماسه ها، تلماسه هاي هلالي هستند كه روي زمين و مريخ تشكيل مي شوند. تلماسه هاي هلالي معمولاً عرض هايي پهن تر از طولشان دارند . سمت پر شيب آنها در دامنه ي مقعر تپه قرار مي گيرد . اين تپه ها تحت شرايطي كه باد تنها از يك سمت بوزد، تشكيل مي شوند. چنين تلماسه هايي را نيز به عنوان برخان يا تپه هاي متقاطع مي شناسند. برخي ازتلماسه هاي هلالي سريع تر از انواع ديگر ‏تلماسه ها، روي سطح  بيابان حركت مي كنند . گروهي از اين ‏تپه ها بيش از 100 متر در سال هاي 1954 و 1955 ، در ناينگشا[3] ي چين حركت كردند. مشابه چنين سرعت هايي را در صحراي غربي مصر محاسبه كرده اند. بزرگترين ‏تپه هاي هلالي روي زمين در  بيابان تكله مكان چين قرار دارند؛ اين ‏تپه ها بر حسب پهناي تاج ، ميانگين تاجي بيش از 3 كيلومتر را دارند.

برآمدگي تلماسه هاي موجي شكل ، طولاني تر از ‏تلماسه هايي است كه پهن هستند و به نام تلماسه هاي طولي شناخته مي شوند و ممكن است بيش از 160 كيلومتر طول داشته باشند. ‏تلماسه هاي طولي به صورت هاي منفرد و جداگانه نيز ديده مي شوند؛ اما معمولاً اين ‏تلماسه ها مجموعه اي از شيارهاي موازي را بوجود    مي آورند كه با كيلومترها شن، ريگ و يا راهروهاي سنگي جدا مي شوند. برخي ‏تلماسه هاي طولي با هم ادغام مي شوند و تلماسه هاي مركب Y شكلي را بوجود آورند. بسياري از اين ‏تپه ها در رژيم هاي بادي دو سويه تشكيل مي شوند. محور طويل اين ‏تپه ها در جهت برداري حركت ماسه گسترش مي يابند .

‏تلماسه هاي شعاعي همسان يا ستاره اي همان تلماسه هاي ماسه اي هرمي هستند ؛ با 3 دامنه ي شيب در 3 يا چند بازو كه از بلنداي مركز ‏تپه كشيده مي شوند . ‏تلماسه هاي ستاره اي در سرزمين هايي كه باد از چند سو مي وزد تشكيل مي شوند. تلماسه هاي ستاره اي به سمت بالا بيشتر رشد مي كنند ؛ در گراند ارگ اورينتال[4]  صحرا بيشترين ‏ تلماسه ها را نوع ستاره اي تشكيل     مي دهد. در ديگر صحراها، اين گونه تلماسه ها در حاشيه ي سواحل شني درياها، نزديك سدهاي توپوگرافيك ايجاد مي شوند . در جنوب شرقي بادين جران ديزرت[5]  چين ، ‏تلماسه هاي ستاره اي 500 متر بلندي دارند و شايد بلندترين ‏تپه هاي سطح زمين به شمار آيند .

‏ تلماسه هاي مدور يا تخم مرغي شكل كه عموماً فاقد شيب دامنه مي باشند ، تلماسه هاي گنبدي شكل نادري هستند كه دور از سواحل شني دريا ايجاد مي شوند .

‏تلماسه هاي U شكل با نوك هايي برآمده كه با بازوهايي امتداد يافته، كشيده مي شوند، تلماسه هاي شلجمي هستند. گاهي اين تلماسه ها را U شكل و يا بادكند مي نامند؛ و در  بيابان هاي ساحلي به خوبي شناخته شده اند. بر خلاف ‏ تلماسه هاي هلالي، نوك آنها بر خلاف جهت باد است . امتداد بازوهاي اين نوع تلماسه ها، بيشتر از مكان مبدأ خود تبعيت  مي كنند، به خاطر اين كه اين ‏ تلماسه ها بوسيله ي پوشش هاي گياهي تثبيت مي شوند، در حالي كه توده هاي ماسه به سمت جلو حركت مي كنند . طويل ترين تلماسه هاي شلجمي با طول بازوي 12 كيلومتر شناخته شده اند .

‏ تلماسه هاي معكوس[6]  در هر جا كه بادها به صورت دوره اي با جهت هاي معكوس بوزند ايجاد مي شوند؛ اين نوع تلماسه ها نسبت به ديگر ‏ تلماسه هايي كه نام برده شد ، متفاوت مي باشند . اين تلماسه ها نوعاً دامنه هاي عمده و كوچكتري دارند كه در جهت هاي متفاوتي كشيده شده اند .

تمام اين ‏ تلماسه ها در سه شكل بوجود مي آيند : ساده ، مركب و پيچيده . ‏ تلماسه هاي ساده، با كمترين دامنه هايي كه دارند ، نوع هندسي تلماسه ها را معين كرده و شكلهاي تلماسه به شمار مي روند. تلماسه هاي  مركب، تلماسه هاي بزرگي هستند كه روي آن ‏تلماسه هاي مشابهي از همان نوع با همان منشأ و جهت و شيب قرار گرفته اند. تلماسه هاي پيچيده تركيبي از دو يا چند نوع تلماسه ها مي باشند . تلماسه هاي هلالي با تلماسه هاي ستاره اي كه روي تاج و ستيغ اشان واقع شده اند ، عمومي ترين نوع ‏ تلماسه هاي پيچيده به شمار مي روند . ‏ تلماسه هاي ساده، مشخص كننده ي يك رژيم بادي هستند كه پس از تشكيل ‏آن، تغييري در جهت و يا شدت باد مشاهده نمي شود . در حالي كه ‏در تلماسه هاي مركب و پيچيده تغييراتي در جهت و شدت باد به وجود آمده است.

یاردانگ
یاردانگ. بیابان موجاوه. کالیفرنیا
ياردانگ. ستون هاي سنگي مصر

[1] - Qaidam Depression

[2] - Turpan Depression

[3] - Ningxia province

[4] - Gand Erg Oriental

[5] - Badain Jaran Desert of China

[6] - reversing

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

استالاگميت و استالاگتيت جمعه سوم فروردین 1386 0:3

استالاگميت و استالاگتيت   :از فرهنگ نامه جامع ويكي پديا :ترجمه: پژمان قربان زاده (دانش آموز  دبيرستان استعدادهاي درخشان نيشابور(

واژه استالاكتيت واژه اي يوناني است و برگرفته از مفهوم چكيدن و چكه كردن مي باشد. معناي لفظي اين واژه «آن چه كه مي چكد» مي باشد. استالاكتيت نوعي رسوبات استوانه اي يا مخروطي مي باشد كه بر سقف يا ديواره هاي غار هاي آهكي تشكيل مي شود و گاهي از آن با نام سنگ چكنده ياد مي كنند. استالاكتيت ها از ته نشين شدن كلسيم كربنات و ديگر مواد معدني، كه رسوبات آب هاي حاوي مواد معدني هستند تشكيل مي شوند. شكل مقابل اين رسوبات كه در زير استالاكتيت ها تشكيل مي شود استالگميت ناميده مي شود. در صورت وجود زمان كافي استالاگميت ها مي توانند به استالاكتيت ها رسيده، و تشكيل يك ستون دهند.

هر استالاكتيت ابتدا تنها با چكيدن قطرات آب هاي حاوي كلسيم كربنات از سقف بوجود مي آيد. هنگامي كه يك قطره مي چكد، حلقه اي بسيار نازك از كلسيت تشكيل مي دهد. با تداوم اين عمل هر قطره حلقه نازك ديگري از رسوبات كلسيت از خود بر جاي مي گذارد. سرانجام، اين حلقه ها يك حفره يا سوراخ بسيار باريك ايجاد مي كنند. اين سوراخ ها كه قطري حدود نيم ميليمتر دارند، ممكن است بسيار طولاني باشند اما بسيار نازك و ترد مي باشند. در صورتي كه به نحوي راه اين سوراخ بسته شود، قطرات آب از بالا به بيرون سر ريز شده، باعث ته نشين شدن مقدار بيشتري كلسيت و مخروطي تر كردن شكل استالاكتيت   مي شوند. قطراتي كه از استالاكتيت مي چكند كلسيت بيشتري در پايين ته نشين مي كنند. اين ته نشين ها سر انجام استالاگميت هاي گرد يا مخروطي شكلي را پديد مي آورند. بر خلاف استالاكتيت ها استالاگميت ها هيچ گاه داراي سوراخي در داخل خود نمي باشند.

هر چند كه ادعا شده است بلند ترين استالاكتيت شناخته شده در جهان در تالار راريتيس واقع در برزيل قرار دارد و داراي بيست متر ارتفاع مي باشد، برخي از غار نوردان در هنگام جست و جو حتي با استالاكتيت هاي بلند تري هم مواجه شده اند.

استالاكتيت ها مي توانند بر روي سقف هاي بتني و ساختمان ها هم پديد آيند. هر چند كه در اين اماكن به نسبت محيط هاي ديگر استالاكتيت ها به مراتب سريع تر شكل مي گيرند. استالاكتيت ها حتي بوسيله گدازه هاي آتشفشاني هم شكل مي گيرند كه البته مكانيزم شكل گيري آن ها بسيار متفاوت است.

استالاگميت نوع ديگري از رسوبات ستوني شكل است كه بر كف غار هاي آهكي شكل مي گيرد و دليل بوجود آمدن آن چكيدن قطرات حاوي مقدار زيادي مواد معدني محلول و ته نشين شدن و رسوب كردن كلسيم كربنات است.

در هنگام بازديد از غارهاي حاوي استالاكتيت ها و استالاگميت ها از بازديد كنندگان درخواست مي شود به ديواره ها و سنگ ها دست نزنند. دليل اين موضوع به طور كلي ادامه داشتن رشد تشكيل سنگ ها و استالاكتيت هاست. نيز، از ان جا كه شكل گرفتن سنگ ها به دليل رسوب مواد معدني محلول در آب بر سنگ هاي قديمي مي باشد، لذا دست زدن به سنگ ها باعث تخريب بستر رسوب گذاري و از بين رفتن رشد طبيعي آن ها مي شود.

راه هاي زيادي براي بخاطر سپردن اين كه كدام يك از استالاكتيت يا استالاگميت بر سقف ها و كدام يك بر كف پديد مي آيند وجود دارد كه چند نمونه از آن ها در زير بيان شده است.

   استالاكتيت (StalaCtite) داراي حرف C مي باشد كه از سقف (Ceiling) مي آيد.

   استالاگميت (StalaGmite) داراي حرف G مي باشد كه از زمين (Ground) مي آيد.

   حرف T  در استالاكتيت بيان گر آويزان شدن چيزي از سقف است.

   حرف M در استالاگميت يادآور وجود چيزي از زمين است.

 

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |

 

سطوح همواردشت اتصال مي دهند. عارضه معادل آن در انگليسي‌»گلاسي« و فرانسه »پديمنت«   مي باشد. فرايند تشكيل دشت سر (پديمنت) را »پديماسيون« گوينددشت سر عبارت از پايكوهي است كه دامنه ها را به . در صورتي كه پديمنت به حد كافي توسعه يافته باشد، در زبان فرانسوي »پدپلين« نام دارد. دشت سر  و پدپلين يكي از برجسته ترين عنصر پيكرشناسي دشت هاي داخلي ايران محسوب مي شوند و تقريباً در همه جا از آذربايجان تاايران مركزي، شرقي و جنوب شرقي، حضور خود را در چشم انداز جغرافيايي نشان مي دهند. در خصوص تحول دشت سر و عوامل موثر در پيدايش آن، اظهار نظرهاي زيادي شده است. در ايران نيز در حاليكه بعضي از محققين تحول دشت  سر در ايران داخلي را فعال مي دانند، بعضي دبگر اشاره به تشكيل و توسعه آن در دوره هاي مرطوب گذشته دارند.  امروزه تقريباً مسلم شده كه تشكيل و تحول دشت سر در شرايط آب و هوايي خشك و نيمه خشك صورت مي گيرد (تريكار، 1369). اين عارضه به طور مشخص در اثر سايش دامنه ها و عقب نشيني آنها حاصل مي شود. هوازدگي فيريكي به صورت » تخريب دانه اي« و عمل برداشتگي به شكل جريان سفرهاي يا غير متمركز دو فرايند اصلي در تشكيل دشت سر به شمار مي روند. با توجه به شرايط اقليمي خشك و نيمه خشك حاكم بر فلات داخلي و فعال بودن عوامل فوق مي توان پذيرفت كه تحول دشت سر در حال حاضر فعال بوده ولي نحوه تحول آنها در نقاط مختلف متفاوت مي باشد.

در نوار حاشيه اي چاله هاي داخلي منطبق بر پايكوههاي البرز، پيشكوههاي داخلي زاگرس (نوار سنندج- سيرجان) و رشته كوههاي مركزي، پديده يخبندان در تخريب دانه اي سنگ ها و سيلاب هاي قوي به صورت جريان سفره اي در تشكيل دشت سر نقش دارند. دانستسم در اسن قلمرو سه تا چهار ماه يخبندان وجود دارد. بعلاوه ريزش باران به صورت رگباري از خصوصيات آنهاست. فقر پوشش گياهي باعث شده تا در هر رگبار،‌ سبلاب هاي قوي براه افتند و مواد تخريبي را به سرعت در چاله هاي مجاور تخليه نمايند. همچنين در اين مناطق هميشه قسمتي از بارش به صورت برف صورت مي گيرد. ذوب تدريجي برف منجر به تشكيل نخ آبهاي در هم بافته مي شود و چنين جرياناتي نيز در شستشوي دامنه ها نقش مهمي دارند. بنابراين در اين قلمرو كه بطور مشخص منطبق بر اقليم پايكوهي يا نيمه خشك مي باشد مي توان شاهد فعاليت پديمانتوسيون با دخالت جريان سفره اي آب، نخ آبهاي به هم بافته و پديده يخبندان بود.

اما در نوار حاشيه اي بيابانهاي خيلي گرم مركزي، شرقي و جنوب شرقي، تحول دشت سر از طريق پديده ترموكلاستي و فرسايش بادي قابل توجيه است.

نوشته شده توسط مهرپویان  | لینک ثابت |